پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

292

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

كه مراد نفّرى از « موقف » چيست : اين كلمه اساسا متضمّن « توقّف » ، « مقام » و « در حضور قرار گرفتن » است . در « موقف دريا » ، خدا با نفّرى سخن مىگويد ، ولى نه دربارهء سفر دريايى و موقعيتهايى كه انسان در مراحل مختلف اين سفر تجربه مىكند ، بلكه دربارهء دريا به عنوان يكى از وسايل ( « آلات » ) ى سخن مىگويد كه براى هدايت انسان به سوى او به كار مىرود . از همان آغاز سفر كشتيها غرق مىشود ، پلها فرو مىريزد : « خدا مرا در دريا متوقف‌كرد و ديدم كه كشتيها غرق‌شد ، ولى تخته پاره‌ها سالم‌ماند ؛ سپس تخته پاره‌ها نيز غرق‌شد . » « 81 » اين مرحلهء نفى وسايل تا طرد خود دريا نيز پيش مىرود ، براى اينكه ميان انسان و خدا هيچ حاجبى از واقعيتهاى مخلوق در كار نباشد : « و او به من گفت : بر دريا كشتى مران ، زيرا من اين آلت را حجابى خواهم كرد ، و خود را در دريا ميفكن ، زيرا من آن را حجابى ميان خود و تو خواهم ساخت . . . اگر تن به دريا بدهى ، در آن غرق خواهى شد و جانورى از جانوران آن خواهى شد . سپس گفت : من تو را فريب مىدهم اگر به ديگرى سواى خود دلالتت كنم . » « 82 » اين جملهء آخر تمامى تفاوت نظر ميان نورى و نفّرى را خلاصه مىكند . براى نفّرى ، دريا « سوا » ى خداست ، حجابى است كه خدا را از نظر پنهان مىكند ، در حالى كه براى نورى سه دريا نماد مراتب سه‌گانهء اسرار الهى است يا به سخن ديگر سه طريقى است كه به يمن آنها انسان به اين راز نزديك مىشود . بنابراين ، دريا حجابى نيست ، نمادى است كه در آن خدا مجال تقرّب به خود را ميسّر مىسازد . دريا ، مانند كوه سينا براى موسى ، جايى است كه جلال خدا بر انسان متجلّى مىشود . از اين جهت ، دريا ديگر استعاره نيست ، بلكه خود واقعيّت است كه در نماد خود ظاهر مىشود . 3 . نورى اين فراتر رفتن از زبان استعاره به سخن نمادين را ، در فقراتى نيز كه سخن از آتش و نور است ، انجام‌مىدهد . در آنجا گاه از « نار » سخن مىگويد و گاه از « نور » ؛ ولى به نظر مىآيد كه لازم باشد كه اين دو استعاره را از هم جدا كنيم . هردو از قرآن گرفته‌شده و مربوط به نمادهاى آسمانى خورشيد و ماه و ستارگان است كه از آنها نيز در قرآن فراوان نام برده شده است . به همين دليل به كلّ ادبيات اسلامى تعلق دارد « 83 » و در آثار همهء صوفيان ديده مىشود . بنابراين ، سخن از تحقيق اين معنى نيست كه آيا نورى نخستين كسى است كه به اين موضوع پرداخته است يا نه .

--> 29 . p , 5691 , III , etnorO , I , به قلم LodyAoueiss مىتوان يافت . ( 81 ) . « اوقفنى فى البحر فرأيت المراكب تفرق و الالواح تسلم ، ثم غرقت الالواح » ، همانجا . ( 82 ) . نگاه كنيد به : تفسير اين متن به قلم نيكلسن ، عارفان اسلام ، ص 74 تا 78 . ( 83 ) . و همچنين به ادبيّات غير اسلامى .